اندیشمندی معتقد است که تنها ترغیب دانش آموزان به دوست داشتن من (معلم ) کافی نیست،بلکه آنچه مهم است تبدیل کلاسم به کلاسی با کیفیت بالای آموزشی و مشکلات رفتاری کمتر.
یکی از مهمترین وظایف معلمان، دست یافتن به مهارت ایجاد اگیزه در دانش آموز است. دانش آموزان بی انگیزه یا کار نمی کنند و یا کم کار می کنند. از این رو کم یاد میگیرند و بیشتر رفتار های غیر مسئولانه یا اخلال گرانه از خودشان می دهند.
معلمین می توانند با موضوع انگیزه ی دانش آموزان به دو شیوه برخورد کنند:
الف – از انگیزه های بیرونی استفاده می کنند که به شدت مبتنی بر تنبیه و پاداشند.
ب – از انگیزه های درونی بهره ببرند که منبع الهام انگیزه های فطری در دانش آموزان به شمار می روند.
انگیزه ای بیرونی بیشتر مشکل آفرینند.
دانش آموزان هر بار که ما می خواهیم رفتاری از آنها سر بزند، پاداش می خواهند و هر قدر جلوتر می رویم باز هم پاداش با ارزش تری طلب می کنند. استفاده از پاداش ها (محرکهای بیرونی ) به حقیقت انگیزه صدمه می زند.
پاداش ها چندان مؤثرتر از تهدیدها و تنبیه ها نیستند.
